در این دفترچه، فهرست بلندبالایی از سهمیهها دیده میشود؛ از خانواده شهدا و جانبازان با درصدهای مختلف گرفته تا رزمندگان نهادهای گوناگون، همسران و فرزندان آنان. گستردگی این سهمیهها بهگونهای است که بخش قابلتوجهی از ظرفیت پذیرش، پیشاپیش در اختیار داوطلبانی قرار میگیرد که مشمول این امتیازات هستند؛ موضوعی که نگرانی داوطلبان فاقد سهمیه را افزایش داده است.
لازم به تأکید است که سهمیههای مطرحشده در دفترچه آزمون جامع علمیـکاربردی، پدیدهای مختص این دانشگاه نیست و در اغلب آزمونهای ورودی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی کشور، با عناوین و سازوکارهای مشابه اعمال میشود. با این حال، تمرکز این گزارش بر دانشگاه جامع علمیـکاربردی، صرفاً به دلیل گفتوگو با داوطلبانی است که قصد شرکت در این آزمون را داشته و دغدغه خود را در همین بستر مطرح کردهاند.
*داوطلبانی که "سهمیه آزاد" تنها گزینهشان است*
در گفتوگوی عصرمردم با یکی از داوطلبان آزمون علمیـکاربردی، این نگرانی بهروشنی بیان میشود. این داوطلب میگوید پدرش دارای کارت ایثارگری و سابقه حضور در جبهه است، اما به دلیل ضوابط تعریفشده، مشمول هیچیک از سهمیههای مؤثر در پذیرش نمیشود و ناچار است در سهمیه آزاد رقابت کند.
او میافزاید: احساس میکنم از همان ابتدا یک پله عقبتر ایستادهام. نه اینکه منکر جایگاه ایثارگران باشم، اما وقتی نتیجه آزمون قرار است آینده تحصیلی و شغلی ما را تعیین کند، چرا باید سهمیهها تا این حد تعیینکننده باشند؟
*رقابتی نابرابر در شرایط برابر*
یکی از چالشهای جدی که داوطلبان به آن اشاره میکنند، شرایطی است که دو نفر با سطح علمی برابر در آزمون شرکت میکنند، اما تنها به دلیل برخورداری یکی از آنها از سهمیه، نتیجه نهایی به سود او رقم میخورد. در چنین وضعیتی، داوطلب بدون سهمیه، نه به دلیل ضعف علمی، بلکه به دلیل نداشتن امتیازی غیرآموزشی، عملاً از رقابت کنار گذاشته میشود.
این مسئله، بهویژه در دانشگاهی مانند علمیـکاربردی که فلسفه وجودی آن، پیوند مهارت، دانش و بازار کار است، حساسیت بیشتری پیدا میکند. منتقدان میپرسند آیا در چنین ساختاری، شایستگی علمی و مهارتی همچنان معیار اصلی پذیرش است؟
*سهمیهها؛ حمایت یا مانع عدالت آموزشی؟*
حامیان نظام سهمیهبندی معتقدند این امتیازات، نوعی جبران برای خانوادههایی است که هزینههای سنگینی برای کشور پرداخت کردهاند. با این حال، منتقدان تأکید میکنند که گستردگی و تنوع سهمیهها، بهویژه زمانی که شامل همسران و فرزندان با شرایط متفاوت میشود، میتواند به تضعیف احساس عدالت در میان داوطلبان منجر شود.
در آزمون جامع علمیـکاربردی، این نگرانی پررنگتر است؛ زیرا ظرفیتها محدود و رقابت فشرده است و حتی اختلافی جزئی میتواند سرنوشت داوطلب را تغییر دهد.
*دانشگاهی مهارتمحور با ورودیهای سهمیهمحور؟*
دانشگاه جامع علمیـکاربردی همواره بر مهارتآموزی، کاربردی بودن آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص تأکید داشته است. اما برخی داوطلبان میگویند زمانی که پذیرش دانشجو بیش از آنکه بر توان علمی و مهارتی استوار باشد، به سهمیهها گره میخورد، این هدفگذاری زیر سؤال میرود.
یکی از داوطلبان میگوید: اگر قرار است دو نفر با دانش برابر رقابت کنند، چرا نتیجه از قبل معلوم باشد؟ این حس بیانگیزگی ایجاد میکند و باعث میشود فکر کنیم تلاش بیشتر، الزاماً نتیجه بهتری ندارد.
*روایت داوطلبان*
برخی داوطلبان آزمون جامع علمیـکاربردی معتقدند سهمیهها، هرچند با نیت حمایت تعریف شدهاند، اما در عمل به نابرابری فرصتها دامن زدهاند.
این روایت یکی از داوطلبان در گفتگو با عصرمردم است: من ماهها درس خواندهام، اما میدانم اگر رتبهام نزدیک به یک داوطلب سهمیهدار باشد، شانس قبولیام کمتر است.
داوطلب دیگری معتقد است: سهمیهها باید محدودتر و شفافتر شوند؛ نه اینکه هر سال گستردهتر شوند.
و این گفته داوطلب کارمند دیگری است: دانشگاه علمیـکاربردی باید اول مهارت را بسنجد، نه سهمیه را.
*پرسشی که همچنان بیپاسخ مانده است*
آیا زمان آن نرسیده که در کنار حفظ شأن و جایگاه ایثارگران، بازنگری جدیتری در دامنه و تأثیر سهمیهها صورت گیرد؟ بهویژه در دانشگاههایی مانند جامع علمیـکاربردی که قرار است معیار اصلی پذیرش، توانمندی علمی و مهارتی باشد.
و پرسشی که برای بسیاری از داوطلبان سهمیه آزاد همچنان باقی است که آیا شایستگی علمی، هنوز مهمترین بلیت ورود به دانشگاه است؟
آنچه امروز در آزمون جامع علمیـکاربردی دیده میشود، بازتاب بخشی از یک سیاست فراگیر در نظام آموزش عالی کشور است؛ سیاستی که سهمیهها را به تمام آزمونهای ورودی دانشگاهها تسری داده است. با این حال، طرح این مسئله در بستر دانشگاه علمیـکاربردی، تلاشی است برای شنیدهشدن صدای داوطلبانی که معتقدند شایستگی علمی باید معیار اصلی ورود به دانشگاه باشد.