چاپ کردن این صفحه

تفاهم بر سر تعاریف اولیه  

توسط اسماعیل عسلی / سردبیر روزنامه عصرمردم 03 اسفند 1404 20 0
سرمقاله 3 اسفند 1404 اسماعیل عسلی              تفاهم بر سر تعاریف اولیه
تجربه ثابت کرده است که حتی اگر برخوردهای نظامی و رقابت های اقتصادی زیر سایه ی صلحی فراگیر متوقف گردد و یا از دامنه ی آن کاسته شود ، منازعات فرهنگی کماکان به قوت خود باقی خواهد ماند زیرا تهاجم و عقب نشینی و اختلاط و تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بخشی از خاصیت هر فرهنگ است . ما می توانیم در مورد تعیین ارزش و حجم مبادلات اقتصادی با هدف برقراری توازن بین صادرات و واردات با دیگر کشورها ، قرارداد امضاء کنیم و با ایجاد تغییر در تعرفه های گمرکی از حجم واردات بکاهیم یا بیفزاییم . دو کشور می توانند قرارداد عدم تخاصم امضاء کنند و مرزهای خاکی و آبی وهوایی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به حاکمیت ملی یکدیگر احترام بگذارند ، اما امکان ندارد دو کشور بر سر عدم تاثیر فرهنگی بر یکدیگر به توافق برسند . این بدان می ماند که ما به کشوری دیگر بگوییم فرهنگ شما نباید قدرت تاثیرگذاری و یا تاثیرپذیری داشته باشد . همان گونه که شعر حافظ در زمان خودش به سمرقند و بخارا و چین و روم و ری و هند و کشمیر می رسد و یا دریانوردان چینی اشعار سعدی را با آواز می خواندند و همان گونه که خیام با وجود نبود وسایل ارتباط جمعی به شکل و شمایل امروزی توانست به خانه ی اروپایی ها وارد شود و یا قالی ایرانی در قرن چهاردهم میلادی به یکی از لوازم ضروری اشراف اروپایی تبدیل شود و آثار ابن سینا پیرامون پزشکی در اروپا دست به دست شود ، کالاهای غربی و شرقی نیز اعم از این که از جنس فرهنگ و هنر باشند و یا صنعت و تکنولوژی وارد ایران می شوند و مورد استفاده قرار می گیرند و برای کشورصادر کننده و تولید کننده ایجاد هژمونی می کنند !
در عصر ارتباطات نمی توان با بهره گیری از شیوه های ناکارآمد نظیر ایجاد محدودیت برای رفت و آمد و صدور انواع بخشنامه ها مانع از مبادلات فرهنگی شد : دلیل اول این که بخشی از تاثیرات متقابل فرهنگی در جریان سفرهای تجاری و تفریحی و توریستی و تحصیلی صورت می گیرد که نمی توان جلو آن را گرفت و دوم این که وسایل ارتباط جمعی مرزها را درنوردیده و مانند گذشته نیست که بتوان از ورود کتاب و آثار فرهنگی در مرزها جلوگیری کرد و چون هر چیز که از مقوله ی هنر و فرهنگ باشد ، مخاطب جهانی دارد ، نمی توان جلو عرضه و خرید و فروش و بحث و تحلیل و نقد پیرامون آن را گرفت .
اساسا ، فرهنگ برای این که منکوب نشود و عقب نشینی نکند و قدرت تهاجمی و تاثیرگذاری خود را از دست ندهد باید در عین ریشه دار بودن ، روزآمد بوده و قدرت متقاعد کنندگی بالایی داشته باشد . شکی نیست ، فرهنگی که واکسینه نشده ، آلوده و بیمار می شود . ما از یک طرف دغدغه ی حفظ زبان و خط و به رخ کشیدن مفاخر و داشته های خودمان را داریم تا بتوانیم در سایه ی احساس برخورداری از ثروت های عظیم معنوی ، اعتماد به نفس ملی را بالا ببریم و از سویی دیگر نیازمند بازتولید نگاه ها و رفتارهای روزآمد بر اساس فرهنگ خودی هستیم . مسلما ، اگر روزی بیاید که کسی نتواند به زبان فارسی سخن بگوید ما دیگر قادر به فهم آثار بزرگان خود نخواهیم بود ، اما راهکار حراست از داشته های فرهنگی پرهیز از گفتگو مندی و جلوگیری از تعامل فرهنگی نیست . در این راستا ابتدا باید تعریف خود از تهاجم فرهنگی را اصلاح کنیم و به هر کسی که با ما مخالف بود انگ غرب زدگی نزنیم
معیارهای اخلاقی به دلیل این که ریشه فطری دارد در همه جای دنیا یکسان است یعنی همه ی انسان ها از دروغ و قتل و تجاوز و دیگرآزاری و ولنگاری و کاهلی و خیانت به وطن و بی احترامی به ارزش های معنوی متنفر هستند اما در تعیین مصادیق آن کمی با یکدیگر اختلاف نظر دارند . ممکن است رفتاری در یک جامعه هنجار تلقی شود و در جامعه ای دیگر چنین رفتاری توهین آمیز باشد از این رو ما نمی توانیم بر اساس خط کش و معیاری که خودمان داریم ، دیگران را تخطئه و محکوم کنیم . نکته ی دیگر این که دفاع از فرهنگ خودی به معنای حراست از تمامی آنچه که در فرهنگ ما رسوب کرده نیست . برای نمونه نمی توان گفت چون کودک همسری پیشینه ی زیادی در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد ، باید از آن دفاع کرد و یا خانه نشینی را برای زنان یک ارزش بدانیم و یا برای دفاع از خرافات سرمایه های ملی و انسانی را به هدر بدهیم.
ما باید بپذیریم که در جریان تعاملات فرهنگی ، غربالگری و پالایش هم صورت می گیرد و از این رهگذر ما به نقاط ضعف خود که چه بسا موجب عقب ماندگی تاریخی ما در مقاطعی از زمان گردیده ، پی می بریم . از جمله دستاوردهای تعامل فرهنگی این است که ما با مطالعه ی تاریخ دیگران اشتباهات آنها را تکرار نمی کنیم . 
در بحث حراست از داشته های فرهنگی باید توجه داشت که دفاع از یک ثروت به نابودی ثروتی دیگر نیانجامد کما این که در سالهای اولیه انقلاب ما شاهد بی توجهی به جایگاه ارزنده برخی از بزرگان زبان و ادبیات فارسی و آثار باستانی بر اساس نگاه های سلیقه ای و فاقد معیارهای خردورزانه بودیم که مفهومی جز فرصت سوزی و خودگدازی نداشت . به همین دلیل است که ما در بحث حراست از فرهنگ قبل از هر چیز نیازمند تفاهم بر سر تعاریف اولیه هستیم.
شماره روزنامه:8553
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در شنبه, 03 اسفند 1404

موارد مرتبط