از جنگ نرم تا فحاشی!
وقتی شبکههای ماهوارهای فارسی زبان نتوانستند در ایران کودتای خزنده راه بیاندازند و مردم را بر علیه نظام بشورانند و ثبات و امنیت کشور را به هم زنند مردم عزیز و فهیم ایران به مردم نادانی و نابخردی متهم شدند و دولتمردان را هم اوباش نامیدند!
این چنگ و دندان نشان دادنها چند دلیل عمده دارد.
یکم این که دولتمردان آمریکایی پس از سالها تلاش و صرف هزینههای هنگفت آخرین تیر ترکش خود را به خطا رفته دیدند و دستشان خالی شد!
دو دیگر آن که با تناقضگوییهای مشاوران خودفروختهشان، آنها به مهرههای سوختهای تبدیل شدند که دیگر مردم ایران برای استدلالهای آبکی و احساسی آنها و سخنهای تکراری ارزشی قائل نیستند!
سه دیگر آن که اگر بنا باشد کشوری مانند ایران به استقلال رسیده باشد که رسیده است مردمش ابتدا استقلال رأی پیدا کردهاند و اینگونه اتهامات و شایعات در ذهن و اراده آنها تأثیر منفی نخواهد گذاشت و برعکس به مصداق نقل قولی که از لقمان شده است، ادب را از بیادبان آموختهاند و به تعبیر دیگر هر آنچه مخالفان مزدور میگویند و خط و ربطی که دولتمردان آمریکا و ایادی غرب به آنها میدهند، عکس آن را میپذیرند و بدان عمل میکنند!
بر این اساس است که گاه عملاً و یا سهواً در اثر ناراحتی از شکست سخنانی بر زبان میآورند که جز اهانت به مردم شریف و شجاع ایران تعبیری دیگر از آن سخنان درنمیآید!
تاریخ گذشته این مرز و بوم گواه این واقعیت است که هر زمان کشور به لحاظ اقتدار نظامی و استقلال سیاسی توانسته است در مقام دفاع مقابل کشورهای جهانخوار بایستد از دو طریق منکوب و تضعیف شده است.
ابتدا با جوسازی و تخریب و سپس با نیروی نظامی مهاجم!
اگر آمریکا و غرب ایران را در حد عراق، افغانستان و یا حتی پاکستان به شمار میآوردند، قطعاً به آن حمله نظامی میکردند تا بر کل منطقه نفتخیز خاورمیانه تسلط یابند و چنین سودایی نیز در سر دارند!
اما چون نیک میدانند که ملت شجاع و قهرمان ایران در جنگ تحمیلی 8 ساله نشان داد در برابر زور و قلدری تسلیم نمیشود به خوبی میدانند که در صورت حمله نظامی از باتلاقی که ایران برای آنها درست میکند جان سالم به در نخواهند برد و لذا به هر روز چالشی جدید فراروی کشور، دولت و ملت ایران ایجاد میکنند و به قولی: «عرض خود میبرند و زحمت ما میدارند...»
و اما بعد!
ما باید در برابر شانتاژهای دشمن و حملات تبلیغاتی کور وی و تحریکاتی که مدام از طریق رسانههای وابسته انجام میشود، بر احساسات خود مسلط باشیم! اقتدار خود را حفظ کنیم! چالشهای جدیدی خودساخته پیش روی قرار ندهیم! و تا آنجا که ممکن است بهانه را از دست دشمنان بگیریم! زمینههای وحدت بیشتر را با آحاد ملت فراهم کنیم!
ترفندهای دشمن را شفافسازی و تحلیل نماییم و مردم را نسبت به توطئهها و حیلهگیریها لحظه به لحظه حساس و هشدار کنیم، امنیت و آرامش داخلی را قدر بدانیم و نهایتاً در برابر دشمن خارجی از هر گروه و طیف و دستهای که هستند متحد و یکپارچه شویم و برای حفظ کلیت نظام باثبات ایران عزیز، تمامیت ارضی و ارزشهای انقلاب پاسدار خون شهدا باشیم!...
و اما سخنی هم با دولتمردان خودمان داریم! سخنی از سر سوز و درد و احساس مسئولیت، مسئولیتی که ما را به این کار مهم ترغیب نمود و رنج و دشواریهای آن را قابل تحمل کرد و آن این که: اولاً واقعبین و با تأمل باشیم. واقعبینی و تأمل بدون مشاوره و نظرخواهی از کارشناسان در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی نظامی ابتر و ناقص است!...
شجاعت صفت مردان خداست و بسیار پسندیده و باارزش است به ویژه در شرایط فعلی که اکثر قدرتهای مادی غرب در برابر ما ایستادهاند، اما تهور خلاف عقل است!
بعضی از مسئولان متهورانه سخن میگویند و پای سخنانشان هم میایستند که هر چند از سر دلسوزی و احساس مسئولیت قوی است، اما نتایج مثبت به بار نمیآورد!
مقام معظم رهبری بارها به این نکته مهم تأکید کردهاند که سعه صدر، تدبیر و مخصوصاً بصیرت را در تشخیص امور از یاد نبرید!
بصیرت که معنی لغوی آن بینایی است مفهومی عمیق و قابل توجه دارد.
افلا تبصرون که در قرآن کریم آمده و از مردم خواسته است تا نگاه عمیق به مسایل داشته باشند ناظر بر همین معناست.
از جمله رهاوردهای امر به معروف و نهی از منکر در واقع نوعی بصیرت گرفتن و بصیرت دادن به دیگران است و آنها را از خطا باز داشتن!
هماکنون ما گنجهایی پیدا و پنهان در اختیار داریم. این گنجها که کمترین آن معادن نفت و گاز و بیشترین آنها استعداد و خلاقیت و هوش ایرانیان است، سد راه دشمن برای ضربه زدن به ما در درازمدت است!
دشمن میخواهد هم گنجینههای مادی ما را از آن خود کند و هم گنجینههای معنوی را، کاری که با عراق و افغانستان، پاکستان و یمن و امثالهم کرده است!
آمریکا میخواهد ما را به یک جنگ فرسایشی درازمدت بکشاند که در واقع سالهاست تا حدودی کشانده است. اما به آن بسنده نکرده، تمامیت کشور را هدف گرفته است. اگر با شرایط او تن به صلح دهیم به نوعی استقلال خود را به خطر میاندازیم و اگر با شرایط خودمان قصد صلح و مسالمت داشته باشیم او راضی نمیشود. حد وسطی تاکنون برای آن پیدا نشده. حال چه باید کرد با چنین دشمنی؟
به هر تقدیر مصالح سیاسی هر کشوری به مثابه کوه یخ است که بخش اندکی از آن آشکار و شفاف است و بقیه در عمق و زیر آب قرار دارد. سیاسیون مطلع و خواص که با همه رخدادهای پیدا و پنهان در ارتباطند میدانند که چه بایدشان کرد. لذا تحلیلهای آبکی که ناشی از ذهنیتهای جانبدارانه و منافعطلبانه است با واقعیتها همسو و همطراز نیستند!
به همین علت است که وقتی از مردم اروپا پیرامون مسایل سیاسی کشورهای دیگر سؤال میشود میگویند آن را از سیاستمداران و تحلیلگران سؤال کنید!
متأسفانه در کشور ما همه اهل تحلیل سیاسیاند که جا دارد چنین نباشد. بلکه بسیاری از قضاوتهایی که ناشی از احساسات است را به اهلش واگذار کنیم و همه تلاشمان این باشد که با شفافسازی بازار شایعات را راکد کنیم!
خوشبختانه مردم ما به این درجه از فهم و عقلانیت رسیدهاند که سره را از ناسره تشخیص داده و خوب و بد خود را بشناسند و مفهوم انتخابات هم بدین معنی است وقتی یک رجل سیاسی منتخب مردم مورد توهین و شماتت دشمن قرار میگیرد در واقع به آرای مردم و نظر آنها توهین میشود!
انقلاب اسلامی و دولتهای ناشی از آن مشروعیت خود را روی سه پایه محکم استوار ساختهاند: «آرای مردم، اسلام و رهبری»
این مردم هستند که اسلام را پذیرفتهاند و به آن باور دارند. همین مردم در انتخابات شرکت کرده نمایندگان دو مجلس و رئیس جمهور تعیین کردهاند. همین مردم هم از طریق مجلس خبرگان و تجدید بیعتهای مختلف رهبری را انتخاب کردهاند! پس این سخن عوامفریبانه دشمنان ملت که تکلیف مردم از مسئولین نظام جداست، حرف بیربط و موذیانهای است که جز ایجاد تفرقه و شکاف در صفوف ملت هدف دیگری را تعقیب نمیکند!
مسأله انتخابات یک مسأله داخلی است که به مردم ایران مربوط میشود و نه به هیچ کشور خارجی و بیگانه دیگری!
والسلام

