تبليغاتX
تبلیغات X
تبلیغات X
روزنامه عصر مردم - صفحه 6--18 اسفند 88
 

رمز کار در چیست؟

ما وقتی شروع به خلق چیزی که می خواهیم می کنیم، دیگر برای آن تلاش نمی کنیم. ما دست از تلاش کردن برای رسیدن به مقصودمان برمی داریم و ادعا می کنیم که همه چیز همان طور که در حال حاضر هست، خوب است. وقتی دست از تغییر دادن همه چیز برمی داریم و همه چیز را همانطوری که هست قبول می کنیم، در کوتاهترین زمان می بینیم که آنچه می خواستیم، یعنی همان آرزوی همیشگیمان، مثل معجزه در زندگیمان نمودار می شود.
پس به جای تغییر دادن همه چیز و ساختن آن چیزی که می خواهید، اجازه بدهید به طور ناخودآگاه همانی که هستید و همان چیزهایی که دارید را دوست داشته باشید و قبول کنید که هیچ اشکالی ندارند. وقتی اینکار را می کنید، به جای اینکه در زندگی کمبود و فقدان داشته باشید، احساس رضایت خواهید کرد. تفکر منفی بر پایه بی اطلاعی از موهبت ها و قوانین طبیعت و الطاف خداوند سرچشمه گرفته اند که به این شکل در زندگی بروز می کنند در صورتیکه اگر شخصی از قوانین طبیعت و بخصوص قانون جذب خبر داشته باشد، هرگز منفی بافی نکرده و افکار منفی را در مغز خود جای نمی دهد.
 وقتی در مشکلات زندگی گرفتار می شویم، دیگر از آنچه که داریم لذت نمی بریم و خوشبخت نیستیم و همیشه به چیزی فکر می کنیم که نداریم و دوست داریم داشته باشیم و هیچوقت قدر چیزهایی که داریم را نمی فهمیم مگر وقتی که آن چیزها را از ما می گیرند. پس سعی کنیم هر چه که در زندگی خود داریم را تا آنجا که می توانیم دوست داشته باشیم و قدر آن را بدانیم. مطمئناً خیلی خوشحال خواهید شد اگر بفهمید آنچه که می خواستید و آرزو داشتید را به دست آورده اید.
وقتی به خودمان اجازه بدهیم که همه چیزهای خوب زندگی را درک کرده و دوست داشته باشیم، زندگیمان سراسر لذت خواهد شد. شخصیت هر کس بر اساس طرز تفکر و نحوه تخیل او شکل
می گیرد. به جای اینکه فقط به خاطر اینکه چیزی را در زندگیمان نداریم، به دنبال آن باشیم، خوب است که اطمینان کنیم و فکر کنیم به هرچه که می خواستیم رسیده ایم و شکرگزار باشیم. در این حالت به جای اینکه چیزی بسازید، با همان چیزهایی که دارید شاد و راضی خواهید بود. گرچه دوست دارید چیزی بسازید و خلق کنید، اما تمرکز و توجه اصلی شما در این خواهد بود که از انجام آن لذت ببرید و نتیجه ای که به دست می آورید در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. هر شغل و حرفه ای که دارید و از هر راهی که امرار معاش می کنید در هنگام کار کردن این جمله را تکرار کنید که: خدا با من است و با من حرف می زند من خودم را به او و عقل و درایت او می سپارم تا مرا راهنمایی کند. وقتی باور کنید که به آنچه خواسته بودید، رسیده اید، دیگر برای به دست آوردن آن خودتان را به در و دیوار
نمی زنید. در این صورت شاد و آرام به کارتان ادامه می دهید و به جای اینکه مدام نگران باشید که آیا به آن می رسید یا نه، با اطمینان منتظر آن می مانید. در این شرایط آزادی بیشتری را در زندگی تجربه می کنید.
یادتان باشد، اگر در حال حاضر به همه آرزوهایتان رسیده باشید و هرچه می خواستید را به دست آورده باشید، از زندگی لذت می برید و قدر چیزهایی که دارید را می فهمید.
 اگر بخواهید با رویاها و آرزوهایتان در هماهنگی باشید، باید چنین حالتی داشته باشید. به جای اینکه برای خود آرزوسازی کنید، سعی کنید یاد بگیرید برای هرچه که در زندگی برایتان پیش می آید قدردان باشید. سعی کنید از زمان حال و آنچه که دارید لذت ببرید.
 اگر همه خواسته هایتان به عرصه ظهور رسیده اند، دیگر تلاشی برای آشکار ساختن چیزی نمی کنید، بلکه از آنچه دارید لذت می برید و قدردان و سپاسگزار آن هستید. شما از همه آنچه که در زندگی خود دارید شاد و راضی هستید، از داشتن آن لذت می برید و کاملاً زندگی خود را دوست می دارید. این دقیقاً همان وضعیتی است که باید داشته باشید تا در هماهنگی با امیال و آرزوهای خود قرار گیرید. این رمز کار است، یعنی باید سعی کنید تا آنجا که می توانید شاد و خوشبخت باشید.

تماشای تلویزیون، خطر مرگ را افزایش می دهد

دانشمندان اعلام کردند خطر مرگ در اثر بیماری های قلبی در افرادی که به زیاد نشستن در برابر تلویزیون عادت دارند، روزانه یک پنجم ساعات صرف شده برای تماشای تلویزیون افزایش پیدا می کند.
هر نوع رفتار بدون تحرک از جمله رانندگی و کارکردن با رایانه نیز می تواند خطرات جدی را برای سلامتی افراد به وجود آورد. محققان موسسه قلب و دیابت بیکر طی مطالعه ای جدید دریافتند افرادی که بیش از چهار ساعت از روز خود را به نشستن در برابر تلویزیون می گذرانند، نسبت به افرادی که کمتر از دو ساعت از روز خود را به تلویزیون نگاه کردن می گذرانند، 80 درصد بیشتر در معرض مرگ در اثر بیماری های قلبی عروقی خواهند بود.
محققان با دنبال کردن شیوه زندگی 8 هزار و 800 نفر طی هفت سال گذشته دریافتند احتمال مرگ این افراد در اثر ابتلا به سرطان نیز نسبت به دیگران بسیار بیشتر است، این در حالی است که تخمینها نشان می دهد در کشوری مانند انگلستان افراد به صورت تقریبی سه ساعت از زمان خود را صرف نگاه کردن تلویزیون می کنند.
به گفته "دیوید دانستن" رهبر این پروژه، فعالیتهای بسیاری از افراد در طول روز به جا به جا شدن از یک صندلی به صندلی دیگر، سوار شدن در خودرو و یا نشستن در برابر تلویزیون خلاصه می شود و حتی اگر فرد از وزن مناسب و سلامت کامل نیز برخوردار باشد، نشستن در بلند مدت تأثیرات خطرناکی را بر روی چربی های خون و قند بدن خواهد گذاشت.برای اثبات این گفته، محققان کلسترول و قند خون افراد مورد مطالعه را به همراه میزان ساعتی که آنها به تماشاکردن برنامه های تلویزیونی می گذرانند، مورد بررسی قرار دادند. طی هفت سال پیگیری 87 نفر از این افراد در اثر بیماری های
قلبی عروقی و 125 نفر در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند.
با توجه به نتایج این تحقیقات هفت ساله محققان به عنوان هشداری جدی اعلام کردند افراد مختلف باید هر چه زودتر از نشستن های طولانی مدت در برابر تلویزیون خودداری کنند تا به این شکل از میزان احتمال ابتلای آنها به بیماری های عنوان شده کاهش پیدا کند.

سرت سبز و دلت خوش باد!

ست روز پانزده اسفند به قول خودش وفا کرد. مش صفر نامه رسان اداره را عرض می کنم. قول داده بود در این روز که به نام روز درختکاری نامگذاری شده، یک نهال بیاورد و زیر پنجره اتاق من، توی محوطه مجتمع ما بکارد و کاشت. اصلاً بدون اینکه به من بگوید می خواهم این کار را بکنم. من عصر که از اداره آمدم دیدم یک چیزی به باغچه زیر پنجره اتاق من اضافه شده. توی همین فکر بودم که بچه ام دوید و گفت : بابا، امروز صبح یک آقایی آمد و این درخت را اینجا کشت و رفت. تازه دوزاری ما افتاد که این کار، کار مش صفر خوش قول است. فردا که به اداره رفتم از او بخاطر این کار تشکر کردم و قول دادم یک جوری محبت او را جبران کنم. او گفت : رئیس جان من جبران کردن نمی خواهم فقط می خواهم شما به این درخت رسیدگی کنید همین! جبران زحمت من این است که حواستان به این درخت باشد و مرتب به آن آب بدهید و سالی یک بار هم کودش بدهید. به بچه های محل بسپارید آن را نشکنند و از آن مواظبت کنند. گفتم ای به چشم صفرجان، کاش همه مردم مثل تو این قدر به فکر فضای سبز محل زندگی خودشان بودند. گفت : رئیس جان این درختان بلند سر به فلک کشیده را که می بینی، پدران ما و پدربزرگان ما کاشته اند. ما هم باید برای نسل های آینده درخت بکاریم، مسلماً وقتی فرزندان ما این کار زیبا را ببینند، یاد می گیرند و آنها هم وقتی به سن وسال من و شما برسند، برای آیندگان درخت خواهند کاشت. این یک سنت قشنگ و دیرینه است. رئیس جان، من می خواستم خدمتی به شما بکنم. در جایی خوانده ام که حضرت رسول اکرم(ص) فرموده است : «کسی که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد او مسلمان نیست». ما با این عمل در واقع به مردم خدمت می کنیم و عبادت هم که جز خدمت به مردم نیست. من هم گفتم : شنیده ام در یکی از شهرهای بندری جنوب اداره منابع طبیعی با همکاری شهرداری، پروژه هر پلاک یک نهال را پیاده می کنند. قرار شده سه هزار اصله نهال گونه های درختی و درختچه ای بین مردم توزیع شود.
گویا هدف اجرای این پروژه، افزایش سرانه فضای سبز، مشارکت مردم در توسعه فضای سبز شهری و همچنین حفاظت از فضای سبز می باشد.
مش صفر هم گفت : من هم شنیده ام از 15 اسفند تا 21 اسفند را بنام هفته منابع طبیعی نامگذاری کرده اند. امیدواریم در این هفته مردم نهایت همکاری با شهرداری و منابع طبیعی را انجام دهند. مش صفر اضافه کرد : رئیس جان، من دوستی دارم که هم سن و سالم خودم است. من هم فوراً پرسیدم : مش صفر بالاخره من نفهمیدم سن و سال تو چقدر است؟! گفت : این جزو اسرار است رئیس جان. این دوست من بازنشسته شده و رفته برای خودش باغچه ای در حاشیه شهر خریده و مشغول رتق و فتق آن است. او برایم تعریف می کند که صبح زود بار و بندیل خود را بر می دارد و ناهارش را هم با خودش می برد و در باغچه مشغول درآوردن علف های هز و رسیدگی به درختان و کاشتن انواع و اقسام سبزیها می شود. او می گوید ما تمام سبزیهای مصرفی منزل را از همین باغچه تأمین می کنیم. ضمن اینکه ایشان یک زمین خالی و بی آب و گیاه را تبدیل به یک باغچه سرسبز و زیبا کرده است.
سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
 از مطالب مربوط به آموزش شهروندی ازتاریخ 15/12/88 لغایت 30/2/89 سؤالاتی طرح  و در همین روزنامه درج می گردد. ضمناً به سه نفر از نفرات برتر شرکت کننده در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.

توهم شخص نترس
شخص شجاع و نترسی در پیاده رو داشت می رفت در عالم خود بود که یکباره بادبادک پسرکی که در نزدیکی او بود ترکید و صدای مهیبی از آن برخاست که از آن صدا زهره شخص بی باک ترک برداشت. طفلک ناگهانی از ترس به خود لرزید، دست گذاشت روی قلبش، زانوهای او شل شدند و گفت: ای داد ترقه کار خودش را کرد کارم تمام است، مردم. افتاد و چهار چرخش به خیر و خوشی بالا رفت. توی پیاده رو دراز به دراز خوابید، احساس کرد خون زیادی دارد از او می رود و اکنون در خون خود غرق است و گرمای خون را زیر جسد خود حس می کرد. در همین حین عابری از کنارش می گذشت چشمش که به او افتاد ایستاد و پرسید: مشکلی پیش اومده؟ می تونم کمکتون کنم؟ شخص دلیر گفت: کشته شده ام. خون زیادی ازم رفته و دیگه کاری از کسی ساخته نیس!
عابر با حیرت گفت: چی داری میگی؟ خون کجا بوده؟! کو خون؟ من که خونی نمی بینم!
شخص شجاع که به جنازه مبدل شده، همچنانکه طاقباز دراز کشیده بود با لجاجت گفت: زیر پام الان حسابی گرم و خیسه! خونو نمی بینی؟
عابر خونسردانه گفت: نه جانم اینکه خون نیس! خون رنگش قرمزه، خودت که می دونی. اینکه تو توش غرق شدی که مثل آب بی رنگه، بلند شو تو از من هم سالمتری! پاشو!
                               * * *
ترانه زندگانی    
کاریکلماتور
-کفن سفید علامت صلح انسان با عزرائیل است!
-کلاغ و قورباغه در برابر صدای قار و قور شکمم کم آوردند!
  -چاقو تو دل برو ترین شیء دنیاست!
-محکوم به حبس ابد و محکوم به اعدام مرگشان دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد!
- دندان عقلش را که کشید مغزش گرسنه ماند!
-گلهای قالی بوی پا می دهند!
- سیگار، شخص سیگاری را سوار بر قطار سریع السیر مرگ می کند.
- خون آشام، از تمام گروه های خونی می تواند خون بگیرد.
  - نمکها هم گاهی شورش می کنند.

+ عصر مردم   سه شنبه هجدهم اسفند 1388
Copyright © 2008-2009 Asremardom Daily Newspaper . All rights reserved.
Designing & Supporting By Sh.Sharghi